ورق پاره های شب های تنهای.

این صفحه حرف های دل خودمه...بیشترمربوط به زمان هایی خواهدبودکه پشت صفحه مانیتورخندیدم یاگریستم
درددل کردم باکاربرا...وازغم های آنان ناراحت شدم ویادرشادی هایشان شریک شدم...
درزندگی زخم هایی است که گاهاگفته نمی شود..هدف من ازایجاداین صفحه بیان روحیات شخصی...خاطرات...تاحدودی وگذرابیوگرافی ام می باشد
دوستانی که اگه سرزدندبه این صفحه مراازمطالب پربارشان بی نصیب نکنند..هرچه خواستند..وازهرکجابنویسند...ممنون میشم

فقط کامنت های    

نوید00     

ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺕ ﺍﻭﻣﺪﻩ؟
ﻣﯿﮕﻪ :
.

.
ﺗﻮ ﻭﯾﻼﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﻡ، ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﺎﺯﺭﺍﺗﯿﻢ
ﺁﯾﻔﻮﻥ ﺷﺸﻤﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﺯ ﺷﺎﻣﭙﺎﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻧﻤﻮﻥ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ .
ﭘﺎﻡ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺳﺮﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﻣﻴﺰ ﺑﯿﻠﯿﺎﺭﺩﻣﻮﻥ ﺷﮑﺴﺖ .
ﯾﻬﻮ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺳﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪﺫﻟﯿﻞ ﻣﺮﺩﻩ ﺗﻮ ﺻﻒ ﻧﺬﺭﯼ ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ
زیبای دست نیافتنی زیبای دست نیافتنی ١ شهريور ٩۵

paria55 paria55 ٢١ تير ٩۵

♥دخترلیمویی♥ ♥دخترلیمویی♥ ٨ آبان ٩۴

رزسفید رزسفید ۵ آبان ٩۴

من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ

paria55     

خواب رویای فراموشی هاست!

خواب را دریابم
که در ان دولت خاموشی هاست
.
من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها میبینم
.
و ندایی ک ب من میگوید.
.
گر چه شب تاریک است
.((دل قوی دار))
.
سحر نزدیک است
نوید00 نوید00 ٢١ تير ٩۵

ذوقی چنان ندارد..بی دوست زندگانی....

نوید00     

نسل مزخرفی بودیم !...
نسل انتخاب بین بد و بدتر ! ...
به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت و ابر ها نبارید
دل به هر کس دادیم ، قبل از ما دل داده بود
نسلی هستیم نه به پدرمان رفتیم و نه به مادرمان ..... بلکه به فنا رفتیم
نسلی هستیم از بیرون تحریم شدیم !!!! از داخل فیلتر ....
هم از دزد می ترسیم هم از پلیس !!! حیف .... !!!!
نسل دیدن و نداشتن ، خواستن و نتوانستن ،رفتن و نرسیدن
نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند
نسل آهنگ های سوزناک
نسل طلاق هفتاد درصد
نسل فیس بوک از سر بی کسی
نسل درد و دل با هر کسی
نسل ماندن سر بی راهی
نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی ...
نسل کادو های یواشکی
... یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم بگوییم یادش بخیر آن دنیا هم جهنمی داشتیم
.. سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزاران نفر به آخر خطش رسیده بودند تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت جوانی کجایی که یادت بخیر
رزسفید رزسفید ١٠ آبان ٩۴

من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ

اعضاي برتر جوجوک

momo124
مرکزی

رضا 99
هرمزگان

_ مریم _
آذربایجان غربی

admin
کرمان

**بهار**
گیلان

نازپری
آذربایجان شرقی

_ ترنم _
آذربایجان شرقی

reza_netboy
مازندران

سنیوریتا
البرز

**کامران**
کردستان

باران000
تهران

storm
مرکزی

pooneh
کرمان

_paniz jon_
فارس

زهرا 714
تهران

مهرو
کردستان

شیما67
کردستان

رعنا99
یزد

**Sahar**
اصفهان

مهرداد30
گیلان

محسن 68
کرمان

مهسا00
فارس

موسی
فارس

هستی 73
کرمان

tarane123
مرکزی

منان3004
آذربایجان غربی

sahar6731
مرکزی

راجا25
سیستان و بلوچستان

♥♥نفس74♥♥
کرمان

فرهاد20
تهران

اعضاي برتر

نوید00     

ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﻐﻤﻮﻡ،
ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺷﯽ ﺷﺪ .
ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ
ﮐﻤﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﻮﺩ ...
ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻭﺁﺭﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ
ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﺪ ..
ﻭ ﮔﻔﺖ ؛ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣدتی اﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ .
ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻢ ﺑﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥﺩﻋﺎ ﮐﻨﻢ .ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﯽ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻮد ﺑﺎﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﻋﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺪﯼ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺍﺵﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﺩ !ﺯﻥ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ،ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ ": ﺁﻗﺎﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ،ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ".او ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ .
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﯿﺸﺨﻮﺍﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪ .ﻣﺸﺘﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﺧﺮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ...
مغازه دار ﺑﺎ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﮔﻔﺖ : " ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ !! ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺧﻮﺩﻡ ! "ﺳﭙﺲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ": ﻟﯿﺴﺖ ﺧﺮﯾﺪﺕ ﮐﻮ؟ "ﺯﻥ ﻟﯿﺴﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ .ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : " ﺩﻋﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬﺑﻨﻮﯾﺲ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻪ ﯼ ﺗﺮﺍﺯﻭ .. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺒﺮ !!!خانم ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻪ ﯼ
ﺗﺮﺍﺯﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻔﻪ ﯼ ﺗﺮﺍﺯﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﺭﻓﺖ !!..ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎﻭﺭﺵ ﻧﺸﺪ .ﻣﺸﺘﺮﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﯿﺸﺨﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺮ
ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ .
ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﺎ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺟﻨﺲ ﺩﺭ ﮐﻔﻪ ﯼﺗﺮﺍﺯﻭ ﮐﺮﺩ ﻫﺮﭼﻪ ﺟﻨﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﻟﯿﺴﺖ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ، ﮐﻔﻪ ﻫﺎﯼ
ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻧﺪ !....... خانم ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺍﺷﮑﺒﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ .ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ، "مغازه دار" ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎﺑﺒﯿﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺯﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ؛
" ﺧﺪﺍﯾﺎ ، ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻨﯽ، ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻦ .
رزسفید رزسفید ١٠ آبان ٩۴

عالی بود

من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ

نوید00     

ذهن زنان و ذهن مردان، تفاوت های زیادی دارد.
یکی از این تفاوت های مهم "دیوار حائل" است.
همسران بهتر است با این تفاوت مهم آشنا شوند چرا که بسیاری از دعواها و اختلافات ریشه در این تفاوت دارد.
در ذهن مردها، بین فضای زندگی خانوادگی و فضای کاری، یک دیوار حائل وجود دارد.
معنایش این است که وقتی مردی در محیط کارش هست، فقط در محیط کارش هست! یعنی نمی تواند در همان زمان نسبت به خانواده واکنش عاطفی داشته باشد و مثلاً وقتی همسرش به او زنگ می زند، نمی تواند همانند یک شوهر مهربان با او مکالمه کند.
حتی وقتی یک مرد در خانه مشغول کارهای اداری اش هست، باز سر و کله این دیوار پیدا می شود و بین کار و خانواده اش حائل می شود. بدین ترتیب وقتی سر او در پوشه های اداری است یا در رایانه اش پیگیر امور کاری اش است، نمی تواند نقش پدر یا همسر را به خوبی ایفا کند و همه اش هم تقصیر آن دیوار حائل است.


در ذهن زنان اما، خبری از دیوار حائل نیست.
یک زن برخلاف مرد، این توانایی را دارد که همزمان کار اداری اش را انجام دهد و همزمان همسر و مادری باشد که گویا کار اداری ندارد.
در واقع ذهن زنان به آنها اجازه می دهد که در آنِ واحد، دو نقش کاری و خانوادگی را مدیریت کنند.

به طور خلاصه، مردها در ذهن خود، یک اتاق کار دارند و یک اتاق خانواده.
اما زنان یک اتاق بزرگ دارند: اتاق کار و خانواده.
زنانی که این واقعیت را می دانند، همواره حواس شان به این هست که شوهرشان در کدام اتاق است. مثلاً اگر مرد مشغول کار است و او را صدا بزنند و مرد چندان توجهی نکند، حمل بر بی مهری او نمی کنند زیرا می دانند که مرد در اتاق کار است، نه در اتاق خانواده. بنابراین رفتارش را حمل بر توجهی به خود نمی کنند.
به همین خاطر است که مردان در تعطیلات و سفرها که به کلی از محیط کار دور می شوند، رفتارهای مطلوب تری دارند.
اگر زنان دیوار حائل را که در ذهن مردان وجود دارد به رسمیت بشناسند، قادر خواهند بود رفتارهای آنان را بهتر تحلیل کنند و از دست شان کمتر ناراحت شوند.
رزسفید رزسفید ١٠ آبان ٩۴

مطلب آ موزنده ای بود ممنون نوید

من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ

 

  درخواست حذف صفحه ورق پاره های شب های تنهای.
درجوجوک،می توانیدخودپلیس سایت باشید
لطفانظرات وپیشنهادات خودرابه نشانی ایمیل سایت یعنی:info@jojok.irارسال کنید یاشماره ی همراه:09373034588
لطفاازبکاربردن مطالب غیراخلاقی وخلاف مقررات سایت خودداری نمایید درصورت ناهنجاربودن این صفحه آن رابه مدیران سایت یابه روش های بالااطلاع دهید
خانه فرهنگ و هنر جوجوک
صفحات مرتبط
تازه ها
لینک های مرتبط (وب نورد)