خنده های بدون خنده

قبلا یک نفر کسی رو میدید راه خودشو کج
می کرد می رفت سلام می داد چند سالی که
گذشت از دور سلام می داد یکم بیشتر که
گذشت از 2 کیلومتری سلام میداد بعد منتظر
جواب سلام هم بود اما الان جواب سلام که
هیچی جواب خداحافظی رو هم نمیدن

فقط کامنت های    

باران000 ١٠ آبان ٩۵

باران000    




باران000    

چقدر آسون آدمامون به هم عادت ميکنن!
اما خيلي از اونا، به هم خيانت ميکنن
آدما جز بي وفايي، ديگه چيزي ندارن
بين راه زندگي، همديگرو جا ميزارن
يکي با هجرت اون، تو وطنش ميشه غريبه
اما اون رفته به غربت، دنيامون چقدر عجيبه
سرگذشتت اينه و، داري تو يار سفري
زود فراموش ميشي، و زود ميري تو بي خبري
آسمون چشمت ابريه، دلت بارونيه
نميتوني بباري، غم تو دلت زندونيه!
ميدونم گريه کني، سبک ميشي، آروم ميشي
اما هيچ چيزي درست نميشه و حروم ميشي
خنده هات ظاهريه، اينو خودم خوب ميدونم
دارم از کتاب چشمات، اين چيزارو ميخونم
اگه اشک بريزي اما، غرورا کجا ميرن؟
حرمتا ميشکننو، شايد به زير پا ميرن
ديگه عادت ميکني، به تنهايي، به بي کسي
جاي خالي اونارو، که نميگيره کسي
هميشه وقتي يکي، به جايي هجرت ميکنه
اون يکي به جاهاي، خالي زود عادت ميکنه
نميشه با حسرت گمشده ها زندگي کرد
نميشه هميشه تو شکستا، ديوونگي کرد
يه چيزي يادت باشه که آدما مسافرن
هرکي يه جايي مره، خلاصه که مهاجرن!

باران000 ۴ آبان ٩۵

باران000    

اعضاي برتر جوجوک

حمیده
مرکزی

**بهار**
گیلان

رضا 99
هرمزگان

_ مریم _
آذربایجان غربی

admin
کرمان

نازپری
آذربایجان شرقی

trnm
آذربایجان شرقی

منان 3004
آذربایجان غربی

**بیتا**
اصفهان

محسن 68
کرمان

_ شایان _
گیلان

مترسک مزرعه
اردبیل

فرهاد24
تهران

مهرداد30
گیلان

رامین محمدی
کرمان

*طناز*
تهران

♥♥نفس74♥♥
کرمان

وبمستر
گیلان

راجا25
سیستان و بلوچستان

سایه 82
کرمان

**توسکا**
خراسان رضوی

*مریم 16*
آذربایجان شرقی

برفین
آذربایجان غربی

:::::*افشین*:::::
هرمزگان

نفسم
یزد

نگار19
خراسان رضوی

ReZa_13
کردستان

تارا16
کردستان

نیناش ناش
کرمان

ع ر ف ا ن
اصفهان

اعضاي برتر

باران000    

هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام

اشک ها پنهان شده در خنده ی پوشالی ام

نردبان هر کس و ناکس شدم اما چه سود؟

دار قالی هستم و حالا جدا از قالی ام

خوب فهمیدم که خوش بودند از غمهای من

آن رفیقانی که غمگینند از خوشحالی ام

دیگر آن چاقوی دست نارفیقان نیستم

خسته از دیروزهای خونی و جنجالی ام

بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیل

من شدیداً خسته از هر بحث استدلالی ام

مثل نعل اسب ها در زیر پا افتاده ام

با همه افتادگی تندیس خوش اقبالی ام

غرق خواهد شد کسی که سخت "من ، من" میکند

بطری بر روی آبم چون که از خود خالی ام...

باران000    


اخرین بار که من از ته دل خندیدم
مثل امروز نبود
مثل یک واقعه اما ز خودم دور نبود
از من و جنس تن و خنده اجباری ما
انعکاس جوک هر روز نبود
آخرین بار که من خندیدم
علتش پول نبود
علتش چهره ژولیده یک دلقک گیج
یا زمین خوردن یک کور نبود
علتش پوچ نبود
من به من خندیدم
که چونان دلقک گیج
پای می لنگانم
نقش یک خنده به صورت دارم
و دلم غمگین بود
من به من خندیدم.

 

  درخواست حذف صفحه خنده های بدون خنده
درجوجوک،می توانیدخودپلیس سایت باشید
لطفانظرات وپیشنهادات خودرابه نشانی ایمیل سایت یعنی:info@jojok.irارسال کنید یاشماره ی همراه:09373034588
لطفاازبکاربردن مطالب غیراخلاقی وخلاف مقررات سایت خودداری نمایید درصورت ناهنجاربودن این صفحه آن رابه مدیران سایت یابه روش های بالااطلاع دهید
لینک های مرتبط (وب نورد)