خر وزنبور

در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند

فقط کامنت های    

باران000    

در چمنزاري خرها و زنبورها در کنار هم زندگي مي کردند. روزي از روزها خري براي خوردن علف به چمنزار مي آيد و مشغول خوردن مي شود. از قضا گل کوچکي را که زنبوري در بين گلهاي کوچکش مشغول مکيدن شيره بود، مي خورد و زنبور بيچاره که خود را بين دندانهاي خر اسير و مردني مي بيند، زبان خر را نيش مي زند و تا خر دهان باز مي کند او نيز از لاي دندانهايش بيرون مي پرد. خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد مي کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال مي کند. زنبور به کندويشان پناه مي برد. به صداي عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بيرون مي آيد و حال و قضيه را مي پرسد. خر مي گويد: زنبور خاطي شما زبانم را نيش زده است بايد او را بکشم.


ملکه زنبورها به سربازهايش دستور مي دهد که زنبور خاطي را گرفته و پيش او بياورند. سربازها زنبور خاطي را پيش ملکه زنبورها مي برند و طفلکي زنبور شرح مي دهد که براي نجات جانش از زير دندانهاي خر مجبور به نيش زدن زبانش شده است و کارش از روي دشمني و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتي حقيقت را مي فهمد، از خر عذر خواهي مي کند و مي گويد: شما بفرمائيد من اين زنبور را مجازات مي کنم.


خر قبول نمي کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر مي کند که: نه خير اين زنبور زبانم را نيش زده است و بايد او را بکشم.


ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر مي کند. زنبور با آه و زاري مي گويد:قربان من براي دفاع از جان خودم زبان خر را نيش زدم. آيا حکم اعدام برايم عادلانه است؟


ملکه زنبورها با تاسف فراوان مي گويد: مي دانم که مرگ حق تو نيست. اما گناه تو اين است که با خر جماعت طرف شدي که زبان نمي فهمد و سزاي کسي که با خر طرف شود همين است.
خداوند معجزه کرد و انسان را آفرید،ماهم معجزه کنیم انسان بمانیم

 

  درخواست حذف صفحه خر وزنبور
درجوجوک،می توانیدخودپلیس سایت باشید
لطفانظرات وپیشنهادات خودرابه نشانی ایمیل سایت یعنی:info@jojok.irارسال کنید یاشماره ی همراه:09373034588
لطفاازبکاربردن مطالب غیراخلاقی وخلاف مقررات سایت خودداری نمایید درصورت ناهنجاربودن این صفحه آن رابه مدیران سایت یابه روش های بالااطلاع دهید
خانه فرهنگ و هنر جوجوک
صفحات مرتبط
تازه ها
لینک های مرتبط (وب نورد)