میِ کده

دردم هزار ساله مثِ درده حافظه

درمونشم همونیه که کشفِ رازیه

فقط کامنت های    

ساقی051   


saghi 051.2


من کسی بودم که زود می خندیدم

زود دل میبستم دیر میرنجیدم

من کسی بودم که زود می بخشیدم

این جهان رو انگار ساده تر می دیدم

زندگی تو رگهام مثل خون جاری بود

قلب من بیزار از حس بیزاری بود

بی خبر از حال قلب غمگین بودم

راه همواری رو بی تو می پیمودم

تا رسیدی از راه قلبمو دزدیدی

دل من عاشق شد کاش میفهمیدی

کاش میفهمیدی که چه داغون بودم

بی تفاوت بودی من پریشون بودم

بعد تو با دنیا با دلم درگیرم

ازتو که نه اما از خودم دلگیرم

من کسی هستم که بی رمق میخندم

زود ابری میشم دیر دل میبندم

ساقی051   

saghi051.4


ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟

بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟



در دام توأم، نیست مرا راه گریزی

من عاشق این دام و تو صیّاد، کجایی؟



محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت

آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟



آسودگی ام، زندگی ام، دار و ندارم

در راه تو دادم همه بر باد، کجایی



اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟

از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟

ساقی051   


ساقی.108


تکه یخی که عاشق ابر ِ عذاب می شود
سر قرار عاشقی همیشه آب می شود

به چشم فرش زیر پا سقف که مبتلا شود
روز وصالشان کسی خانه خراب می شود

کنار قله های غم نخوان برای سنگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود

باغ پر از گُلی که شب نظر به آسمان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود

اعضاي برتر جوجوک

حمیده
مرکزی

**بهار**
گیلان

رضا 99
هرمزگان

_ مریم _
آذربایجان غربی

trnm
آذربایجان شرقی

منان 3004
آذربایجان غربی

محسن 68
کرمان

فرهاد24
تهران

مهرداد30
گیلان

رامین محمدی
کرمان

*طناز*
تهران

نوید00
آذربایجان غربی

sahar6731
مرکزی

مهسا00
فارس

.::حسین::.
خراسان رضوی

**ناهید**
خراسان رضوی

برفین
آذربایجان غربی

:::::*افشین*:::::
هرمزگان

نفسم
یزد

Mobi 93
مازندران

سمانه69
البرز

کامران92
البرز

**پسرکوهستان**
سیستان و بلوچستان

حمید متاهل
تهران

امان
تهران

پسربلا
تهران

mohammad095
اصفهان

علی بی غم
خراسان رضوی

جان اسنو
خراسان رضوی

سامی چالوس
مازندران

اعضاي برتر

ساقی051   

[pic:200942]
من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم،

راهم به قبر و سنگِ گرانیت می‌رسه

هر روز به قتل می‌رسم و شعر من فقط،

به انتشارِ شعله‌ی کبریت می‌رسه



دردم هزار ساله مثِ درده حافظه،

درمونشم همونیه که کشفِ رازیه

نسلی که سرسپرده‌ی عصر حجر شده،

به ساقیای ارمنیه پیر راضیه



وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه،

تنها به جرعه‌های فراموشی دلخوشم

راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من،

با اون تبر فرشته‌ی الهامو می‌کُشم...



هی مست می‌کنم مثِ یه بطری شراب،

که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه!

یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش،

درگیر یه گریزه بدونِ توقفه!



فرقی نداره جاده‌ی چالوس و راهِ قم،

من مستی‌ام که خوش داره رانندگی کنه!

یه ماهی که تو آکواریوم زار می‌زنه،

تا توی اشک‌های خودش زندگی کنه...



باید تلوتلو بخوری این زمونه رو،

وقتی که مست نیستی به بن‌بست می‌رسی

تو مستی آدما دوباره مهربون می‌شن،

حتا برادرای توی ایست بازرسی!



می‌خندن و به دستِ تو دستبند می‌زنن،

راهو برای بردن تو باز می‌کنن!

 

  درخواست حذف صفحه میِ کده
درجوجوک،می توانیدخودپلیس سایت باشید
لطفانظرات وپیشنهادات خودرابه نشانی ایمیل سایت یعنی:info@jojok.irارسال کنید یاشماره ی همراه:09373034588
لطفاازبکاربردن مطالب غیراخلاقی وخلاف مقررات سایت خودداری نمایید درصورت ناهنجاربودن این صفحه آن رابه مدیران سایت یابه روش های بالااطلاع دهید
خانه فرهنگ و هنر جوجوک
صفحات مرتبط
تازه ها
لینک های مرتبط (وب نورد)
جشن تولد جوجوک