اصیل و نجیب مثل همه اقوام ایرانی

در این صفحات به زبان خودتان مطلب ارسال کنید

ترک

کرد

بلوچ

گیلکی

لری

حمیده    



گاهی
نه گریه آرامت می‌کند
و نه خنده
نه فریاد آرامت می‌کند
و نه سکوت
آنجاست که
با چشمانی خیس
رو به آسمان میکنی و میگویی
من فقط تو رو دارم.
حمیده حمیده ۴ آبان ٩٧
مرسی تنها
k.tanha k.tanha ۴ آبان ٩٧
حمیده حمیده ٣ آبان ٩٧
متی
مترسک مزرعه مترسک مزرعه ٣ آبان ٩٧
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    



خدایا
آسمانت متری چند ؟
دیگر زمینت
بوی زندگی نمی دهد.
مترسک مزرعه مترسک مزرعه ١١ مهر ٩٨
حمیده حمیده ٢ آبان ٩٧
بهار و مریم♥♥جنتلمن
**بهار** **بهار** ٢ آبان ٩٧
جنتلمن2 جنتلمن2 ٢٨ مهر ٩٧
متری نیس اصن پر شد جا دیگه نیس
_ مریم _ _ مریم _ ١٧ مهر ٩٧
واقعا
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    



زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما خواهند گفت!
زندگی انشایی است که تنها باید خودمان بنگاریم؛
زندگی می چرخد...
چه برای آنکه میخندد،
چه برای آنکه میگرید..
زندگی دوختن شادی هاست...
زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست...
زندگانی هنر هم سفری با رنج است...
زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است…
مترسک مزرعه مترسک مزرعه ١١ مهر ٩٨
حمیده حمیده ١٢ مهر ٩٧
نیناش
نیناش ناش نیناش ناش ١١ مهر ٩٧
حمیده حمیده ٣ مهر ٩٧
][سیما جون..مهربونم
سیما 3 ستاره سیما 3 ستاره ٢ مهر ٩٧
زندگی هنر یافتن روزنه در تاریکیست
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    



.
آن خدایی که به قلبم غم داد....
خود او باران داد....
زندگی با عطش ثانیه ها میگذرد...
میشود ثانیه را جریان داد....
من خدا را دارم...
آن خدایی که به هنگام غمم میگرید...
و به هنگام خوشی های دلم میخندد...
شعر من باز پر از صحبت بی قافیه گیست...
من خدا را دارم...
اوست هر قافیه و وزن و صدا
اوست جاری به دل ثانیه ها
همه بارانها، همه جریانها،همه تاب و تب دل،تپش ثانیه ها...
پر از صحبت اوست
با دلم میخوانم...:
من خدا را دارم.
مترسک مزرعه مترسک مزرعه ١١ مهر ٩٨
محسن 68 محسن 68 ١٧ شهريور ٩٧
حمیده حمیده ۶ مرداد ٩٧
سیما..مهربونم
سیما 3 ستاره سیما 3 ستاره ۵ مرداد ٩٧
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    


حمیدت نوشت


مثل يک كودک بد خواب
كه بازیچه شده
خسته ام خسته تر از
آن‌که بگويم چه شده ...
سهراب62 سهراب62 ١ تير ٩٨
حمیده حمیده ١٢ مهر ٩٧
قربونت نیناش
نیناش ناش نیناش ناش ١١ مهر ٩٧
خسته نباشی
حمیده حمیده ۵ مرداد ٩٧
سیما ژون
سیما 3 ستاره سیما 3 ستاره ٣ مرداد ٩٧
..
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝
صفحات

حمیده    

وﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.
ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﺎﺭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰﺗﻤﯿﺰﺷﺪ. ﺣﺎﻻﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ...
"شهيد حسين خرازى"

"شرمشان باد، کسانی که با اختلاس، دزدی و رانت خواری به خون شهیدان خیانت کردند و می کنند..."
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    

کودکی که آماده ی تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند شما فردا مرا به زمین می فرستید؛اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو درنظر گرفته ام؛او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه.
- اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق اورا احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می تونم بفهمم مردم چه می گویند،وقتی زبان آنهارا نمیدانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته ی تو، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و بادقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات،دست هایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
- فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه از اینکه دیگر نمی توانم شمارا ببینم ناراحت خواهم بود!
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره ی من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خدا کرد: خدایا! اگر باید همین حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگویید؟
خداوند شانه ی اورا نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد؛ به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی...
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝

حمیده    

یکی از جانبازان شیمیایی تعریف میکرد :
وقتی از جبهه برا مرخصی برگشتم راننده آژانس از من کرایه دو برابر گرفت چون لباسهام خاکی بود و پول کارواش رو هم ازم گرفت

یک روز هم داخل تاکسی تو اتوبان بخاطر بیماری شیمیایی
حالت تهوع داشتم راننده نگه داشت تا کنار اتوبان استفراغ کنم
و وقتی برگشتم راننده حرکت کرد
و گفت ماشینم کثیف نشه
موندم کنار اتوبان

وقتی برا درمان رفتم "ایتالیا" تو بیمارستان شهر رم بستری بودم فامیل پرستار مالدینی بود اولش فکر کردم تشابه اسمی هست
ولی بعد که پرسیدم فهمیدم
واقعا خواهر "پائولو مالدینی" فوتبالیست اسطوره ای ایتالیاست

ازش خواستم که یه عکس یادگاری از برادرش بهم بده و اون قول داد که فردا صبح میده
ولی صبح که از خواب بیدار شدم دیدم پائولو مالدینی با یه دسته گل دو ساعتی میشد بالا سرم نشسته و بیدارم نکرده بود تا خودم بیدار شم

شب خواهرش بهش زنگ زده بود و گفته بود که یک جانباز ایرانی عکس یادگاری از تو میخواد و اون مسیر 600 کیلومتری میلان تا رم رو شبانه اومده بود
تا یه عکس یادگاری واقعی با یه جانباز کشور بیگانه بندازه و از اون تجلیل کنه

به قلم پرویز پرستویی
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝
صفحات
حمیده

حمیده
لطفا عضو شوید
⇜یاد گرفتم هر کی دور و ورش طرفدار و آدم داشت،،ممکنه تو رو یادش بره پس خودتو کوچیک نکن آدم باش⇝
تاریخ عضویت: 27 ارديبهشت 94
تولد: 13 مهر
محل زندگی :
جنسیت:خانم، مجرد
تحصیلات:علوم ریاضی و فنی، در حال تحصیل (آمار)
عضو ویژه
حمیده
#حمیده_نوشت
خاطرات جانبازان∞
عکس نوشته های خودم
اینجا همه چی در همه
قاتی پاطی
※ ݜڪاږ ݪحظہ ها ※
واسه کنکوریا و دانشجوها
✾عاݜقاڹہ هاے پدرانہ✾
^_^غمکده جوجوڪ^_^
*_^برا خنده;)
^_*تصاویر مفهومۍ*_^
°l|l° متن و عکس °l|l°
இهمینجورۍஇ
Oº°‘¨ قدیم ا والان ا ¨‘°ºO
خوشگل و جالب
دخملونه
♦حجاݕ♦
هر چی ● همه چی
『↹عڪسـ همراهـ خندهـ↹』
₪↭فـاز سنگـینـ↭₪
●•مفید•●
∅↯حـرفـ سخٺـ↯∅
#∞بہ سلامٺے∞#
↻√ڌاٺ ݐاڪ√↻
↯دوست داشتۍ✔لایڪ✔کن↯
∝●رفاقٺـ●∝
√《اینجا دخترے هست.》√
⇩•○《قشنگه‍ـ‌✔بخون‍ـ》○•⇩
⇦حقیقت‍ـ ↯تلخ‍ـ ↯است‍ـ⇨
○▒✔زم‍ـــــان‍ـــــ✔▒○
بغض‍‌ـــ↯ـــــ دارم‍ـــــ رفیق‍ـــــ↯ـــــ
↯〇♥دل ✍نوشته✍ هام♥〇↯
منطقه ویژه اقتصادی کاوه(ساوه)
♥✔م‍ــــــــــ☆ــــــــــادر✔♥
√پـــــ♥ـــــ♥ـــــد♥ر√
^_^فقط خنده*_*
نکات سلامتی
تصاویر جالب(شاهکار خدا)
رویای عشق
پست های جالب
♡♥♡خـــــ★ـــــدا∝هســـــتـــــ♡♥♡
○♥○دوست خوب○♥○
حکایت های زیبا
〇✖ســـــ~ـــــڪـــــ~ـــــوٺ✖〇
زیباترین متن ها○سخنان برترین ها
✔⇦تنهایے همیشه بد نیست⇨✔
♠◘دل تنگی◘♠
کمی تأمل
☁خلوت تنهای دل من☁
اصن یه وعضیه.!
چند بیت شعر
×دلنوشته های تنهای من×
♦♠عکس نوشته♠♦
#✍ن‍ـــــوس‍ـــــت‍ـــــالڙے✍#
#↻دلشڪ↯ـــــسته↻#
o_O هوینجورے^_^
♥عاشقانه ها♥
↻{√•ت‍ــــــــــلنگــــــــــر•√}↻
… ▒»~«فانوس»~«▒ …
ஐ _ ما٦تا _ ஐ
▒∝••دع‍ـــــ∝ـــــا••∝▒
-◕‿-خانواده ی جوجوکی◕‿-
تشکر و قدردانی های رسمی از حمیده

تاکنون هیچ قدردانی از ایشان در چت روم فارسی جوجوک نشده

تصاویر ارسال شده از طرف حمیده