اصیل و نجیب مثل همه اقوام ایرانی

در این صفحات به زبان خودتان مطلب ارسال کنید

ترک

کرد

بلوچ

گیلکی

لری

ساقی051  


saghi 051.2


من کسی بودم که زود می خندیدم

زود دل میبستم دیر میرنجیدم

من کسی بودم که زود می بخشیدم

این جهان رو انگار ساده تر می دیدم

زندگی تو رگهام مثل خون جاری بود

قلب من بیزار از حس بیزاری بود

بی خبر از حال قلب غمگین بودم

راه همواری رو بی تو می پیمودم

تا رسیدی از راه قلبمو دزدیدی

دل من عاشق شد کاش میفهمیدی

کاش میفهمیدی که چه داغون بودم

بی تفاوت بودی من پریشون بودم

بعد تو با دنیا با دلم درگیرم

ازتو که نه اما از خودم دلگیرم

من کسی هستم که بی رمق میخندم

زود ابری میشم دیر دل میبندم

ساقی051  

saghi051.4


ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟

بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟



در دام توأم، نیست مرا راه گریزی

من عاشق این دام و تو صیّاد، کجایی؟



محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت

آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟



آسودگی ام، زندگی ام، دار و ندارم

در راه تو دادم همه بر باد، کجایی



اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟

از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟
١٠ مهر ٩٧, ارسال عکس
١٠ مهر ٩٧, ارسال عکس
١٠ مهر ٩٧, ارسال عکس
١٠ مهر ٩٧, ارسال عکس

ساقی051  


ساقی.108


تکه یخی که عاشق ابر ِ عذاب می شود
سر قرار عاشقی همیشه آب می شود

به چشم فرش زیر پا سقف که مبتلا شود
روز وصالشان کسی خانه خراب می شود

کنار قله های غم نخوان برای سنگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود

باغ پر از گُلی که شب نظر به آسمان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
٨ بهمن ٩۶, ارسال عکس

ساقی051  

[pic:200942]
من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم،

راهم به قبر و سنگِ گرانیت می‌رسه

هر روز به قتل می‌رسم و شعر من فقط،

به انتشارِ شعله‌ی کبریت می‌رسه



دردم هزار ساله مثِ درده حافظه،

درمونشم همونیه که کشفِ رازیه

نسلی که سرسپرده‌ی عصر حجر شده،

به ساقیای ارمنیه پیر راضیه



وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه،

تنها به جرعه‌های فراموشی دلخوشم

راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من،

با اون تبر فرشته‌ی الهامو می‌کُشم...



هی مست می‌کنم مثِ یه بطری شراب،

که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه!

یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش،

درگیر یه گریزه بدونِ توقفه!



فرقی نداره جاده‌ی چالوس و راهِ قم،

من مستی‌ام که خوش داره رانندگی کنه!

یه ماهی که تو آکواریوم زار می‌زنه،

تا توی اشک‌های خودش زندگی کنه...



باید تلوتلو بخوری این زمونه رو،

وقتی که مست نیستی به بن‌بست می‌رسی

تو مستی آدما دوباره مهربون می‌شن،

حتا برادرای توی ایست بازرسی!



می‌خندن و به دستِ تو دستبند می‌زنن،

راهو برای بردن تو باز می‌کنن!
٨ بهمن ٩۶, ارسال عکس
صفحات
١ مهر ٩۶, ارسال عکس
ساقی051

ساقی051
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 1 شهريور 94
تولد: 7 آبان
محل زندگی :
جنسیت:آقا، مجرد
تحصیلات:فنی و حرفه ای، مشغول به کار (طراحی صنعتی)
عضو تأیید شده
ساقی051
آخرین حضور: 15 آذر 97
میِ کده
تشکر و قدردانی های رسمی از ساقی051

تاکنون هیچ قدردانی از ایشان در چت روم فارسی جوجوک نشده

تصاویر ارسال شده از طرف ساقی051